خرید بک لینک

درباره سایت

2455

امکانات وب

حتی همخوابگاهی آدمم

یه روزه خبر نمیده من دارم میرم و بذاره بره

هر چقدر بیشتر به ابن ماجرا فکر میکنم بیشتر میترسم که واقعا کدوم جوانبو سنجیده!؟ اگه طرف یه مرد بچه دار بود انقدر راحت بهش اعتماد میکرد و میرفت؟ رو چه حساب، واقعا با چه منطقی فکر میکنه الان شرایط فرق داره!؟

پوففففف

حتی حرفای دیروزشم عصبانیم میکنه

"من به تو بد کردم جلوتو گرفتم باعث شدم ضعیف شی"

وات!؟

الان فقط نگران نیستم

عصبانیم

اینکه مسیر سرنوشت من منو به اینجا رسوند یه چیزه! افکار سطحی نگر دیگران درموردش عصبانیم میکنه

و هنوز نمیفهمم

چجوری میشه به کسی که به گفته خودت "چهار ماه" میشناسیش انقدر راحت در تمااالامی جوانب زندگیت اعتماد کنی!!

اگه جای اون یه مرد بود صد سال سیاه این کارو میکردی؟ چرا فکر میکنی تفاوت دارن واقعا چرااااا

انقدر با اطمینان میگی من هیچوقت از زندگی باهات پشیمون نمیشم!! وات!؟!؟؟؟

به کسی که هنوز ۶ ماهم نیست که بهش نزدیک شدی!؟؟؟

با چه عقلی!؟ واقعا با چه عقلی!؟!؟؟؟؟!!!!

نگران و عصبانیم

مغزم واقعا داره دود میکنه و نمیتونم تمرکز کنم

خدای من

برچسب: نویسنده: کامران قاسمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 1:41

صفحه بندی