بین همه ترانه هام تنها تو خوندنی شدی
دستای سردمو بگیر
سقف ما دیوار نداره
یه روز تو قحطی غزل دنیا مارو کم میاره
(چقدر خاطره دارم با این آهنگ هاااا)
هوس صدای سیاوشو کردم
امروز یه حس عجیب غریبی دارم
کلا با همین حس عجیبم بیدار شدم
ربطش میدم به خوابای آشفته ای که بخاطر نور خورشید که صاف توی چشمام میزد دیدم
تا تحویل پروژه اونقدرا وقت نمونده
خدا کنه عقب بیافته نمیخوام کاره بد تحویل بدم
دلم میخواد تابستون واحد بردارم که زودتر تموم شه
این ترم که تموم شه بین من و لیسانسم 46 واحد میمونه!!!
توی دو ترم هم میشه سر و تهشو هم آورد ولی میخوام تابستون هم برم که سبک تر شه
نمیدونم چرا اما حس میکنم این حس که میگه "زودتر تموم کن این دانشگاه کوفتی رو" شدیدا به تو ربط داره
کاش داشت!
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:8 توسط سارا|
برچسب:
نویسنده: کامران قاسمیپور