اما حقیقتن...
آخره شبی خیلی میترسم که بمیرم و هیچوقت نفهمم که چرا تمومه این مدت باهام یه کلمه هم حرف نزدی...
بدجوری میترسم
خدا بزرگه
درست میشه کامران نه..؟
بالاخره یه روز حرف میزنی و اون روز یکی از بهترین روزای زندگیمون میشه
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:8 توسط سارا|
برچسب:
نویسنده: کامران قاسمیپور