میخواستم مطمئن شم خواب نبوده و بعده چهارده سال به یکی از قدیمی ترین آرزوهام رسیدم
فکر کنم نوبتیم باشه نوبت توئه! هرچند... من نگرانم برای این آرزوی ده ساله
فکر نکنم دیگه آرزویی قدیمی تر از تو داشته باشم که چشم انتظارش بمونم تا یه روز بیاد و ذوقه داشتنش اشک توی چشمام بیاره
دیروز فقط حیف که آرایشم خراب میشد وگرنه جای اینکه فقط اشک توی چشمام جمع شه گریه میکردم :)))
اشک شوق خیلی خوبه
حسش عالیه
نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:55 توسط سارا|
برچسب:
نویسنده: کامران قاسمیپور